شاید بد نباشد معانی برخی از این اصطلاحات را بدانیم:

دموکراسی اصطلاحی ست مشتق از واژه یونانی دموکراتیا که در آن پیشوند دموس به معنا و مفهوم "اداره ی امور خارجی کشور" به کار می رود دموس بعدها به معنای تهیدستان و روستاییان وسرانجام به معنای "مردم" استعمال شده است کراسیا نیز از ریشه ی کراتوس مشتق شده و به معنای اقتدار و اختیار و نیز حکومت کردن و فرمانروایی می باشد

دموکراسی امروزه در اصطلاح سیاسی به مفهوم "برتری قدرت آرمانخواهانه ی ملی و اداره ی حکومت به وسیله ی ملت می باشد" همین مفهوم را آبراهام لینکن رییس جمهور آمریکا در سالهای ۱۸۰۹-۱۸۶۵ چنین بیان می کند: "دمکراسی یعنی حکومت مردم به دست مردم وبرای مردم"

مارکسیسم به آن دسته از از نظریه های فلسفی اقتصادی تاریخی اجتماعی اطلاق می شود که توسط مارکس و انگلس تدوین یافته اند این دو تن تاریخ را سراسر مبارزه ی تاریخی می دانند و معتقد به پیروزی نهایی پروتالیا می باشد مارکسیسم دولت را وسیله ی مبارزه ی طبقاتی دانسته و معتقد به زوال کاپیتالیسم است و به نظر او انقلاب طبقه ی کارگر اجتناب نا پذیر است

تعریف رسمی مارکسیسم-لنینیسم در شوروی عبارت از این است که این جهان بینی "مهمترین اجزائ تعالیم مارکس انگلس ولنین را در یک نظام هماهنگ از جهان بینی ها فراهم می آورد این جهان بینی وجود هیچ نیروی ماوراالطبیعه را نمی پذیرد ومعتقد است که نه تنها طبیعت بلکه جامعه ی بشری نیز طبق قوانین عینی و مستقل از اراده ی انسانها روی می دهد"

فاشیسم: این اصطلاح ماخوذ از کلمه ی فاشیسمو بوده وعبارتست از دسته ای از چوبهای کوتاه به هم بسته و یک عدد تبر که در روم قدیم به عنوان سمبل قدرت در جلوی صفوف سپاه حمل می شده است

فاشیسم به عنوان یک مفهوم تاریخی نوعی نظام حکومتی ست که بین سالهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۳ در ایتالیا به وسیله ی موسولینی رهبری شد

به نظر موسولینی "فاشیسم یک مفهوم مذهبی ست که انسان در آن وابسته به قانونی اعلی و اراده ای واقعی ست که از فرد تجاوز می کند و به عضویت در یک جامعه ی روحانی ارتقا می یابد" فاشیسم مخالف استقلال فردی و طرفدار دولت است و برای فرد تا آنجا ارزش قائل می شود که با دولت منطبق شود و دولت را به عنوان یک واقعیت حقیقی مبنا قرار می دهد

پ-ن:۱) به نقل از فرهنگ اصطلاحات سیاسی

۲)این موارد صرفا جهت اطلاعات عمومی بوده نه ترویج مکتبی خاص ودر راستای سخن دکتر شریعتی می باشد