هر کسی همرزمی , همخشمی , همرنجی دارد
هر کسی همبزمی , همدستی , همگنجی دارد
آنکه با تو , با تو همرزم است , میخواهد با تو پیروز شود بر دشمن
آنکه با تو همخشم است , میخواهد با تو فریاد کند حق با ماست
آنکه با تو همرنج است , میداند چه کسی رنج تو را میخواهد
آنکه اما نیستی همبزمش , خون فرزند تو را مینوشد
آنکه اما نیستی همدستش , پشت پا میزندت , تا بیفتی از پا , تا بماند بالادست
آنکه اما نیستی همگنجش , میگوید , رنج تو گنج من است
تو اگر تن خسته , من آبادم , تو اگر پابسته , من آزادم
آنکه همگنج تو باشد اما میپرسد , رنج نو گنج چهکس باید باشد جز تو ؟
رنج ما گنج که میباید باشد جز ما ؟
تو سلاحی ساخت از غرور و کینه و به همرزمت خواهی گفت
رزممان پاینده
خشممان سوزنده
گنجمان آینده